![]() |
![]() |
|
|
شب است زني كه اينجا گريه مي كند زني ست كه مي خواهد كسي او را در آغوش بگيرد
پرده ها خبر دارند از شبي كه گم شد آنقدر كه اشياء او را به ياد نخواهند آورد و تاريكي در گلوي روسپي جا ماند پنجره گواهي مي دهد چراغ ها نقش شان را فراموش كرده اند
فيلم را به عقب برگردان زن خوابيده است و مرد سيگار مي كشد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 23:10 توسط منصوره روستايي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
دو شعر در فرهيختگان 2 شعر در فرهيختگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1390 مهر 1390 تیر 1390 اردیبهشت 1390 دی 1389 آذر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 |
|
RSS
|